05.27.2005

درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت نوزدهم)، امضا محفوظ

بسم الله الرحمن الرحیم


منبع: گویا نیوز
نهایت کار اطلاعات موازی، متهم کردن افراد به هتک و توهین به رهبری و سپس وادار کردن ایشان به عذرخواهی و درخواست عفو از رهبری است. کاری که این بازجویان می کنند چهره رهبری را در جامعه مخدوش کرده و خاطره شوهای «سپاس گویی» زندانیان ساواک شاه را زنده می کند.


در سند منتشره، مشخص است که متهم نوشته های خود را به پایان رسانده که وادار می شود در خط بعدی بنویسد: ما عرصه را برای تهاجم فرهنگی بیگانه مهیا ساختیم!! او سپس به درخواست عفو واداشته می شود و از خدا می خواهد تا توبه اش را بپذیرد و توفیق دهد که بقیه عمر را در خدمت کشور و حکومت باشد!


اما این کافی نیست. سپس به متهم گفته می شود هنوز کسی مانده که از او باید معذرت خواهی و طلب عفو کنی، و متهم را وادار به درخواست عفو از رهبری می کنند. نکته اینجاست که متهم ابتدا نام مقام رهبری را می نویسد و سپس از دادگاه عدل الهی طلب بخشش می کند، و این یعنی دادگاه عدل الهی در دید کسانی که اعترافات نوشته شده را به متهم دیکته کرده اند، نسبت به محضر مقام معظم رهبری ارجح نیست و لذا متهم ابتدا باید از ایشان عذرخواهی کند! نعوذ بالله.


ولی این عجیب نیست از بازجویانی که تمام فکر و ذکرشان این است که «آقا نظر ویژه بر روی این پرونده دارد» تازه این را هم از کس دیگری غیر از خود رهبری شنیده اند. کم نیستند افراد اینچنینی که در دفتر رهبری حضور یا نفوذ دارند و با سازمان اطلاعات موازی هم ارتباط نزدیک دارند. بلکه این ارتباط گاهی تا حد هدایت و رهبری مستقیم عملیات بوده، و آنهم از سوی فردی که نه حضور یا نفوذ بلکه انتساب خانوادگی هم دارد [و ای کاش مصالح بالاتر کشور مانع بیان جزئیات نمی شد].


اما به هر روی تا کنون هر کسی بنا بوده از اتفاقاتی خبردار شود تا بلکه اقدامی بکند، خبردار شده و هر کسی که حقایقی را از او پوشیده نگاه داشته اند، دیگرانی پیدا شده اند که حقایق را مفصل و مشروح بازگو کرده اند.


در همین چند سال اخیر دهها مورد پرونده حاکی از تخلفات گسترده در نهادهای نظامی، قضایی و نهادهای موازی امنیتی در محافل بالای نظام طرح شده و یک بار در قتلهای زنجیره ای و چند بار در بحران های دیگر و آخرین مورد در پرونده وبلاگ نویسان، این بحثها و چالش ها به عالی ترین محافل مدیریتی کشور نیز کشیده شده است.


تا کنون بسیاری از متهمان و زندانیان نهادهای موازی اطلاعاتی سرنوشت و وضعیت بازجویی ها و بازداشتگاه ها را بازگو کرده اند و از تخلفات نهادهای امنیتی خودسر پرده برداشته اند، که در یک دهه گذشته حداقل در سه مورد (اشاره به نامه های فرج سرکوهی، عزت الله سحابی و عباس عبدی) انتشار علنی نامه به یک بحران بین المللی انجامیده و ضربه های جبران ناپذیر به پیکره نظام وارد ساخته است.


همه اینها جز به یک نتیجه ختم نمی شود، که حجت بر تمام مسئولان نظام تمام است و فردای قیامت هیچ عذری در باب عدم اطلاع و غیره مقبول نخواهد بود. برخوردهای نامشروع و غیر اسلامی و غیر انسانی سازمان اطلاعات موازی به طور مستقیم بنیان های این نظام برآمده از خون شهدا را هدف گرفته و موجب وهن نظام و از دست رفتن آبروی ایران در سطح بین الملل شده است.


لذا هر عقل سلیمی داوری می کند که مقابله با چنین تشکیلات مخوف و بی مسئولیتی و شناسایی و افشای چهره مسئولان عالی این سازمان مخفی که این روزها سعی در ارائه چهره ای موجه و مقبول و مورد پسند از خود دارند، وظیفه هر فرد متعهد و مسئولی است. و اگر مسئولان نظام و افراد آگاه در این مورد کوتاهی یا غفلت کنند، فردا روزی که هنگام پاسخگویی فرا رسد، در پیشگاه امام و شهدا جوابی نخواهند داشت.



ادامه دارد …

ضمیمه

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates