21.10.2006

نمايشگاه نقاشی جوان محکوم به اعدام در تهران

delara7.jpg

بی‌بی‌سی:
سپيده زرين‌ پناه:
رنگ‌های تيره، خطوط خشن و شب از جمله موضوعات رايج در نقاشی های دارابی هستند
نمايشگاهی از نقاشی‌های دلآرا دارابی، دختر ۲۰ ساله محکوم به اعدام، با نام “زندانی رنگ‌ها” از روز جمعه ۲۸ مهرماه به مدت يک هفته در نگارخانه “گلستان”، واقع در دروس تهران برپا شده است.
شميلا (دلآرا) دارابی به اتهام قتل مهين، دختر عموی ثروتمند پدر خود، دستگير و در شعبه ۱۰۷ دادگاه ويژه اطفال رشت و با تائيد شعبه ۳۳ ديوان عالی کشور محکوم به اعدام شده است.

در کارت نمايشگاه نقاشی‌های دلآرا نوشته‌ای از او خطاب به بازديدکنندگان درج شده است: “زندانی رنگ‌ها می‌دانيد يعنی چه؟ يعنی من. من که از چهار سالگی زندگی‌ام را با رنگ‌ها تقسيم کرده بودم، در آستانه ۱۷ سالگی آن‌ها را گم کردم. سرخ کبود را به جای لاجورد گرفتم و جای آسمانی، خاکستری پاشيدم. من رنگ‌ها را گم کردم و اينک تنها چهره‌ای که هر روز در برابرم ديده می‌گشايد، ديوار است. من دلآرا دارابی ۲۰ ساله، متهم به قتل، محکوم به اعدام، سه سال است که با رنگ‌ها و فرم‌ها و واژه‌ها از خودم دفاع می‌کنم. اين نقاشی‌ها سوگندی است به جرمی ناکرده. تا مگر رنگ‌ها مرا به زندگی بازم گردانند. از پشت ديوارها به شما که به ديدن نقاشی‌هايم آمده‌ايد سلام و خير مقدم می‌گويم”.

مجموعه ای از آثار نقاشی دلارا دارابی را ببينيد

“زندانی رنگ‌ها”

دلآرا زمانی که اقرار به قتل کرد و توسط پدرش به پليس تحويل داده شد، در مقطع پيش دانشگاهی تحصيل می‌کرد. او که نقاشی را از ده سالگی آغاز کرده است، شعر هم می‌سرايد. همه نقاشی‌های نمايشگاه “زندانی رنگ‌ها” به جز يک اثر در زندان کشيده شده‌اند. آن تک‌اثر، از نظر رنگ و فضا، بسيار متفاوت با کارهايی است که دل‌آرا در زندان کشيده است. اين آثار حاکی تاثير عميق و ژرف زندان بر اين هنرمند جوان است.

در نقاشی‌های دارابی، رنگ‌های تيره، خطوط خشن و چهره‌های درهم پيچيده فرياد را تداعی می‌کنند

در نقاشی‌های او، رنگ‌های تيره، خطوط خشن، چهره‌های درهم پيچيده که فرياد را تداعی می‌کنند، نبرد دو گاو وحشی و سياه، سياه‌قلمی از زندانيانی که در کنجی نشسته‌اند و انگار در تنهايی خود زنده به‌گور شده‌اند و شب و ماه و جسدی که از آتش می‌گذرد، از جمله تم‌هايی است که به چشم می‌خورد. او برخی از اين طرح‌ها را به دليل نداشتن قلم‌مو با انگشت و ناخن و اندکی رنگ سياه کشيده است.

آسيه امينی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان که بانی برپايی اين نمايشگاه نيز هست توضيح می‌دهد: “بيشتر تابلوها درگيری‌های ذهنی اين نقاش را نشان می‌دهند. اين دختر جوان، زيبا و بسيار عاطفی، در معرض خشن‌ترين واقعيت‌های اجتماعی قرار گرفته است. اگر ما در مواجهه با زندانيان همه يا بسياری از آن‌ها را قربانی شرايط بدانيم، ولی افراد از نظر روحی با هم متفاوتند. بدون شک روحيه يک قاچاقچی مواد مخدر يا سارق يا قاتل حرفه‌ای، با روحيه دختر ۱۷-۱۸ ساله‌ای که از ده سالگی با رنگ و بوم و موسيقی و شعر زندگی کرده متفاوت است”.

نقاشی‌های دل‌آرا صرف نظر از شرايط وی، دارای ارزش‌های هنری و نمايانگر قدرت طراحی، خلاقيت ذهنی و توانايی او در به تصوير کشيدن ترس‌ها و دغدغه‌های ذهنی‌اش است. آسيه امينی توضيح می‌دهد که “مسئول گالری گلستان، وقتی از ماجرای دل‌آرا باخبر شد، حتی بدون ديدن آثار او با برپايی نمايشگاهی از کارهايش موافقت کرد اما پس از ديدن عکس نقاشی‌ها آن‌ها را جدا از ماجرای خود دل آرا، خلاقانه و قابل تامل دانست”.

اين روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشری در مورد اين که آيا احتمال فروش تابلوهای دلآرا در اين نمايشگاه وجود دارد يا خير، توضيح داد: “به نظر می‌رسد بايد اين تابلوها تا وقتی دلآرا در زندان به‌سر می‌برد و وضعيت نامعلومی دارد حفظ شود چون تنها پل ارتباطی او با دنيای بيرون همين‌ها هستند؛ اما به‌هر‌حال خود او و خانواده‌اش در اين مورد تصميم گيرنده هستند”.

پريشانی

ابعاد نقاشی‌های دل‌آرا متفاوتند و به نظر می‌رسد هم از اين حيث و هم از حيث تکنيکی، بيشتر تابع امکانات او در زندان بوده‌اند. دل‌آرا اين نقاشی‌ها را در ملاقات‌هايی که با والدين خود داشته است در اختيارشان قرار داده است و آن‌ها هم در اختيار برگزارکننده قرار داده‌اند. به گفته خانم امينی، سال گذشته به مناسبت هفته قوه قضائيه نيز يک نمايشگاه از نقاشی‌های او در زندان برگزار شد.

گفته می‌شود دل‌آرا که حالا در زندان وقتش را با نقاشی، مطالعه کتاب و گاهی سرودن شعر می‌گذراند هنگامی که محدوديتی در کشيدن نقاشی برايش پيش می‌آيد بسيار پريشان و به هم ريخته می‌شود. امينی می‌گويد: “مدتی است دل‌آرا برای نقاشی کشيدن دچار مشکل شده و نمی‌تواند مثل گذشته خودش را به تصوير بکشد”.

هنگامی که محدوديتی در کشيدن نقاشی برای دلارا دارابی پيش می‌آيد بسيار پريشان و به هم ريخته می‌شود

“به هر حال زندان است ديگر. اولين واقعيت زندان از دست دادن آزادی‌هايی است که در بيرون آن چهار ديوار جزو حقوق طبيعی شما محسوب می‌شود ولی اميدوارم که اين مشکلات برای او کمتر شود. اميدوارم که برگزاری نمايشگاهش هم کمک کند که حرف‌ها و دفاع شنيده نشده‌اش بهتر شنيده شود.”

در سال‌های پيش از زندان، نواختن پيانو يکی ديگر از سرگرمی‌های دلآرا بوده است. امينی که پيگير پرونده او نيز هست ادامه می‌دهد: “اميدوارم که تصميم‌گيران اين حوزه که سرنوشت کسانی مثل دل‌آرا بسته به رای و نظر ايشان است، فارغ از تعبيرها و تحليل‌ها و فارغ از اين که فلان فعال حقوق بشری و فلان سازمان درباره يک پرونده و يک فرد چه نظری داده و با چه نيتی، عدالت را مبنا قرار دهند و نه هيچ چيز ديگر. فکر می‌کنم برائت دل‌آرا نبايد به بهای اعدام اميرحسين، دوست او، تمام شود”.

“آن‌ها هر دو مرتکب اشتباهی بزرگ شده‌اند. کاش عدالت به حرف آدم‌ها و دفاع‌شان دقيق‌تر گوش کند. برپايی اين نمايشگاه نيز از اين زاويه برای ما مهم بود که علاوه بر نشان دادن توانايی‌های يک هنرمند جوان در عرصه نقاشی، توجه جامعه و مسئولان را به حرف‌های ناشنيده او جلب کنيم”.

آرزوی ديرينه

دلآرا هنگامی که از برپايی نمايشگاهی از نقاشی‌هايش باخبر می‌شود به يکی از برگزارکنندگان آن می‌گويد: “من از خدا چيزهای زيادی خواسته بودم. از بچگی دوست داشتم نقاش و شاعر معروفی شوم. هميشه دوست داشتم نمايشگاهی از نقاشی‌هايم بگذارم و از هنرمندان دعوت کنم تا آثارم را ببينند. آرزو داشتم کتاب شعرم منتشر شود. حالا در زندان هستم و آرزوهايم بيرون از زندان يکی‌يکی دارد برآورده می‌شود”.

دل آرا که هنگام بازداشت فقط ۱۷ سال داشته، ارتکاب به قتل را انکار می‌کند

دو هفته پس از اقرار نخست در دادگاه، دل آرا که هنگام بازداشت فقط ۱۷ سال داشته، ارتکاب به قتل را انکار می‌کند. بنا بر اعتراف وی، او با اين يقين که دادگاه بر اساس حقوق کودک نمی‌تواند برای او حکم اعدام صادر کند به درخواست دوستش اميرحسين، اتهام قتل را می‌پذيرد تا او که بالای ۱۸ سال داشته اعدام نشود. به اين ترتيب اميرحسين، که تا به امروز در برابر حکم اعدام دلآرا سکوت کرده است، به جرم مشارکت در قتل، به ۱۰ سال زندام محکوم می‌شود.

دلآرا با درک اين که فقط “زمان قصاص” کودکان مرتکب به قتل با بزرگسالان تفاوت دارد، خواستار تجديد نظر از ديوان عدالت اداری می‌شود. او چندين بار مطرح کرده است که فقط به دليل علاقه به اميرحسين، اتهام قتل را پذيرفته است اما تا به امروز اين حکم تغييری نکرده است.

ديوان عدالت اداری به دليل اين که حکم اعدام اوليه در دادگاه عادی و نه در دادگاه اطفال صادر شده بود، پرونده دلآرا را به دادگاه ديگری ارجاع داد، اما او در دادگاه دوم نيز بر اساس اقرارهای نخست، به قصاص محکوم شد.

امينی می‌گويد: “چطور است که در دادگاه، اقرار يک طفل سند قرار می‌گيرد اما انکار چندين‌باره پس از آن مورد توجه قرار نمی‌گيرد و مراحل تحقيق پرونده او کامل نمی‌شود؟ در پرونده دل‌آرا نکات مبهم فراوان وجود دارد. حتی چاقويی که با آن مهين کشته شده انگشت‌نگاری نشده است”.

گفته می‌شود در بررسی‌های نخستين، صحنه وقوع جرم بر اساس اقرارهای دل‌آرا بازسازی شده است. اين در حالی است که وکيل او عبدالصمد خرمشاهی بر اساس اين که دل‌آرا چپ‌دست است و نمی‌تواند ۱۸ ضربه به قسمت‌های مختلف بدن مقتول وارد کند بارها تاکيد کرده است که متهم فاقد چنين قدرت بدنی است.

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates