اختیارات رهبر را به رفراندوم بگذارید تا تکیف روشن شود
منبع: پیک نت
مصطفی تاجزاده : 99 در صد مردم وقتی به قانون اساسی بازبینی شده و اختیارات ولی فقیه رای دادند، هرگز تصور چنین اختیاراتی را نداشتند که اکنون بعنوان “اختیارات مطلقه” جانشین قانون اساسی شده!
کار را به آنجا کشاندند که عده ای بدنبال یک نجات دهنده خارجی اند!
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، در گفت و گو با (ایسنا)، افزود:
نزدیک به 90 درصد مردم تهران در انتخابات اخیر شرکت نکردند؛ این امری خطرناک و تهدیدکننده است.
از مشروطه تاکنون همیشه آزادبودن انتخابات با مشارکت گسترده مردم و فرمایشیشدن انتخابات با تحریم ملی توام بود. اما برای اولین بار در یک صد سال گذشته انتخابات کاملا آزاد بود، اما مشارکت مردم به ویژه در شهرهای بزرگ، به صورت معناداری کم بود.
تاجزاده با انتقاد از «کسانی که میگویند جامعه ما ظرفیت تحقق دموکراسی را ندارد»، گفت: اتفاقا نتیجه این انتخابات نشان داد که عکس این نظر صحیح است. در جوامعی میگویند ظرفیت دموکراسی وجود ندارد که نخبگان، قشر فرهیخته و سیاسیاش، خواهان دموکراسی هستند ولی توده مردم خواهان اعمال حاکمیت خود بر سرنوشتش نیست، اما انتخابات اخیر نشان داد که در شهرهای کوچکتر، مشارکت بیشتر بوده است.
یعنی جامعه کاملا مایل است که بر سرنوشت خود اعمال حاکمیت کند، در حالی که نیروهای سیاسی و شهرهای سیاسیتر که از امکان اطلاعرسانی بیشتر برخوردارند و سطح رفاه و شهرنشینی آنها بالاتر است، کمتر مشارکت کردند. به همین لحاظ معتقدم مشارکت آنها نه ناشی از سرخوردگی از دموکراسی است و نه ناشی از بیاطلاعی و ناآگاهی؛ بلکه تصمیمی سیاسی گرفتهاند که این تصمیم آنها بیش از آنکه از سوی ما مورد سرزنش واقع شود، باید همدلانه با آن برخورد کنیم و بفهمیم که چرا این تصمیم را گرفتهاند، اگر علت آن را نفهمیم، شاید نتوانیم زمینه مشارکت بیشتر مردم را فراهم کنیم .
وی با بیان این که « عدهای معتقدند انتخابات فایدهای ندارد»، گفت: برخلاف جوامع دیگر که تحریم دلیل میخواهد، وارد دورهای شدهایم که مردم برای شرکت کردن دلیل میخواهند؛ میگویند« چه تضمینی هست که اگر ما رای دادیم، وضع بهتر شود، خواست ما اجرا شود و اعلام نشود که هیچ چیزی تغییر پیدا نکرده و رای ما برای بعضی از دولتمردان و حاکمان زینتی نباشد؟»
تاجزاده پیام این انتخابات را « با وجود عدم شرکت»، در راستای پیام دوم خرداد و انقلاب اسلامی 22 بهمن دانست. البته بعضی ها به دنبال منجی خارجی میگردند و معتقدند که فشار بینالمللی باید ما را بر سر عقل بیاورد، اما این خواست هنوز به یک نیرو، جریان و حزب سیاسی که با برنامه مشخصی به صحنه بیاید، تبدیل نشده و امیدوارم هیچ وقت نشود که البته بسته به عملکرد ماست.
بعد از دوم خرداد ، اردهای درصدد برآمد که نگذارد کارها پیش برود تا مردم را از انتخاب خودشان پیشمان کند و به مردم بگوید چرا برخلاف نظر آنها انتخابی صورت گرفته؟ اشتباهی کردهاند و باید تاوان اشتباهشان را بپردازند!
وی با اشاره به سخنان رییسجمهور درباره سیاهنمایی شرایط از سوی عدهای گفت: آقای خاتمی نجابت کرده است، مشکل ما اصلا سیاهنمایی نیست، بلکه سیاهنمایی بخش کوچکی از مساله است؛ مشکل، بحران آفرینی و ایجاد کارشکنی در مقابل حرکتهای دولت، مجلس و حتی شوراها بود، همانطور که رییس جمهور گفت: هر 9 روز یک بار، دولت را با بحران مواجه کردند. ببینید رفتار شورای نگهبان در مقابل مجلس، بیسابقه است؛ به استناد مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که در قانونی بودن آن بسیاری از حقوقدانان تردید دارند، مصوبه مجلس را رد میکنند! خب مردم میگویند ما چرا باید نماینده انتخاب کنیم که حق قانونگذاری نداشته باشد؟ یا استدلال میکنند که تمام سخنان رهبری برای ما حکم قانون دارد و هر چه را که مجلس بر خلاف آن تصویب کند رد میشود؛ این یک بدعت آشکار است، در زمان امام مواردی پیش آمد که مصوبه مجلس با نظر امام متفاوت بود ولی قانون آن چیزی بود که مجلس تصویب میکرد.
دخالت شورای نگهبان در بودجه و یا تفاسیر شاذی که از اختیارات رهبری ارایه میدهند، کار را به جایی میرساند که نه تنها انتخابات را بیمعنا میکند، بلکه اساسا قانون اساسی را فاقد معنا میکنند. اگر قرار باشد که اختیارات، مطلقه باشد، قانون اساسی را برای چه تدوین کردیم؟ قانون اساسی یعنی مقیدکردن اختیارات حکومت و تعیین حقوق ملت؛ اگر نظامی، قانون اساسی تدوین میکند، یعنی این که آن حکومت، مطلقه نیست. اگر کسی میگوید حکومت مطلقه است، یک اصل را به رفراندوم بگذارد و بگوید که اختیارات رهبری مطلقه است، اگر به آن رای دادند، دیگر قانون اساسی هم نمیخواهیم.
تاجزاده در پاسخ به این پرسش که « مگر مردم در سال 68 به ولایت مطلقه فقیه رای ندادند؟»، گفت: بله، اما این تفسیرها مطرح نبود. در هر حال اگر فکر میکنند مردم با این تفسیر به آن رای دادند، دوباره رایگیری میکنیم. طبق نظر امام در بهشتزهرا، هر نسلی باید سرنوشت خود را تعیین کند،امام همیشه بر ملت باالفعل تاکید داشت. رای مردم تکلیف را روشن میکند. البته در سال 68 که به آن رای دادیم ، به هیچ وجه چنین تلقیای از آن نداشتیم و به نظرم تلقی 99 درصد مردم این نبود. الان هم به رای بگذارند، اگر رای آورد، حتما میپذیریم. رفتار اصلاحطلبان در این مدت ثابت کرده است که هر گاه ملت به چیزی رای دادند، تمکین کردهاند و فقط در مقابل اعمال غیرقانونی یا خلاف اخلاق تمکین نکردهایم، اتفاقا انتقادمان به جناح رقیب این است که چرا هر وقت ملت به ضرر آنان رای میدهند، تمکین نمیکنند.
.
تاجزاده درباره ضعفهای کارآمدی اصلاحطلبان، گفت: عدم رای حتی به اپوزسیون قانونی به این معنا است که از نظر مردم، موانع این قدر جدی است که هیچ نیرویی نمیتواند کار کند، مگر این که در برخی از رفتارها تجدیدنظر جدی صورت بگیرد .
حرف ما این است که اگر قرار است همه اختیارات به یک کانون مربوط باشد، اعلام شود که همه مسوولیتها هم بر عهده همان کانون است، بنابراین اگر وضع جامعه خوب است، همه آن کانون را دعا کنند و اگر وضع جامعه بد است، همه به آن کانون انتقاد کنند.
وی تصریح کرد: مهمترین کار برای کارآمد کردن نظام این است که هر کسی در هر حدی که اختیار دارد، مسوولیت داشته باشد. مثلا سیاست خارجی یا مسائل اقتصادی را بر عهده دولت بگذارند و بگویند اگر پاسخگو بودی ،مردم دوباره شما را انتخاب میکنند و اگر پاسخگو نبودید، رقیبتان را انتخاب میکنند، یعنی کاری که قبل از دوم خرداد در جامعه ما اتفاق میافتاد، بنابراین نه صحبت از حاکمیت دوگانه بود و نه صحبت از کارشکنی و بحران آفرینی بود، بلکه انتقاد بود البته بعضی وقتها هم انتقادها از مدار انصاف خارج میشد اما بالاخره طرفین جواب هم را میدادند و مشکلی پیش نمیآمد .پس در جامعه ما اولا باید اختیارات با مسوولیتها مساوی شود، ثانیا نهادهای موازی باید از بین بروند، چون انرژیبر هستند، بازده ندارند. در آن صورت عملکرد نهادها مورد قضاوت شهروندان قرار خواهد گرفت، یعنی مردم که صاحب مملکت هستند نظر میدهند که عملکرد آنها خوب بوده یا نه؛ نه این که بگوییم مجلس هر ترکیبی داشته باشد، هیچ چیزی در جامعه تغییر نمیکند! اگر این حرف را بزنیم ، پس شرکت مردم در انتخابات چه دلیلی و چه تاثیری خواهد داشت؟
جامعه ما دنبال انقلاب و هرج و مرج نیست. خیلی هم با یک نهاد ضدیت ندارد که بگوید این نهاد باید حذف شود یا چیزی باید جایگزین آن شود،در غیر این صورت ما انقلاب میکنیم،اما میخواهد که به رای، اراده و خواست او احترام گذاشته شود و در آن چارچوب امور پیش رود. وقتی 80 درصد از واجدان شرایط به رییسجمهوری که برنامههایش را ارایه کرده، رای میدهند، معنایش این است که ما چیزی خیلی فراتر از این نمیخوهیم اما بگذارید این حد اجرا شود.
تاجزاده از احترام به حقوق شهروندی،ثبات اقتصادی،عدالت اجتماعی،عدم ماجراجویی در سیاست خارجی، شکوفایی فرهنگی، عدم درگیری در سطوح عالی نظام به عنوان مطالبات مردم یاد کرد و در پاسخ به این پرسش که «به نظر شما پاسخگویی به این مطالبات در حوزه کاری اصلاحطلبان و نهادهای در اختیار آنها نیست؟» گفت: قطعا نیست؛ وگرنه این اتفاقات نمیافتاد. بخش اعظم قدرت در دست کسانی است که با حمایت 15درصد مردم اراده خود را به زور بر اکثریت تحمیل کنند.البته انتخابات اخیر نشان داد که اگر مردم را مایوس کنند اقلیت،با انتخابات آزاد بر کشور حکومت می کند.
تاجزاده در زمینه اصلاح ساختاری اظهار داشت: اگر منظور از اصلاح ساختار این باشد که هر نهادی در چارچوب قانون، اختیارات داشته باشد و طبق مکانیزم قانون اساسی، پاسخگو باشد، ما اصلاح ساختاری میخواهیم اما اینکه گفته شود مشکلات ما بدون تغییر قانون اساسی حل نمیشود، موافق نیستم؛ چون معتقدم مشکل جامعه ما قانون اساسی نیست؛ هرچند عملکرد برخی از افراد و نهادها جامعه را به سمتی سوق میدهد که راهی جز تغییر قانون اساسی باقی نگذارد.
وی گفت:ما میتوانیم با تفاسیری از ولایتفقیه، دموکراسی را در جامعه داشته باشیم، ولی با تفاسیری دیگر، نمیتوانیم. بعضی تفاسیر از ولایت فقیه به گونهای است که میتواند در مقابل کل سیستم انتخاباتی قرار بگیرد. در آن صورت، حرف آقای حسنی، حرف کاملا درستی میشود که مانند عربستان، مجلس مشورتی راه بیندازیم و حکم بدهیم که صد نفر عضو آن شوند! با چنین تفسیری دیگر چرا مردم انتخاب کنند تا ناهماهنگی، دوگانگی و چندگانگی در قدرت ایجاد شود؟
طبق قانون اساسی، امکان نظارت بر همه نهادها وجود دارد اما متاسفانه اکنون به تمام آن عمل نمیشود. یعنی مجلس خبرگان طبق قانون اساسی میتواند بر عملکرد رهبری و نهادهای زیر نظر رهبری نظارت کند، کما اینکه خبرگان در اجلاس اخیر خود به لحاظ شکلی کمیتهای را تصویب کردند که بر همه نهادها زیر نظر رهبری نظارت کند اما اشکال اینجاست که کسانی انتخاب شدهاند که خودشان از مسوولان این نهادها هستند.
تاجزاده گفت: اکنون درگیر یک بحث جدی هستیم. اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند، به یاس بیشتر مردم و عبور مردم از نظام جمهوری اسلامی، از اصلاحات و از اپوزسیون قانونی منجر میشود.بنابراین ممکن است اگر ببینیم فایدهای ندارد، در انتخابات نامزد معرفی نکنیم و یا برای آمدن شرط بگذاریم.
بعید میدانم که دوم خردادیها این دفعه چشم بسته به صحنه بیایند و اعتماد کنند که انشاءالله قرار است مسائل و مشکلات حل شود. پیشنهاد من این است که باید با شرایط مشخص به صحنه بیاییم و اگر نشد، به مردم بگوییم که ما شرکت در انتخابات را مفید نمیدانیم. انتخاباتی که قرار باشد مجلس با هر ترکیب شکل بگیرد، برنامهها تغییر نکند، شرکت در آن لغو است.
با انتخابات اخیرشوراها، وارد مرحله جدیدی شدهایم که باید نسبتمان را با صندوق رای مشخص کنیم. یعنی فقط بحث نظارت استصوابی نیست که آیا صلاحیت کاندیدایی را تایید میکنند یا نه، بلکه بحث روشهای استصوابی است که مانع قانونی شدن مصوبات میشود.اگر قرار باشد مجلس تشکیل شود اما نتواند هیچ کاری انجام دهد، با چه توجیهی میتوانیم مردم را دعوت کنیم که بایند و رای بدهند؟
تنها حربه ما افکار عمومی است و معتقدیم که بعضیها را به فکر میبرد. یعنی کاهش مشارکت و افزایش تهدیدات خارجی، به تدریج آثار خود را نشان میدهد که آقایان مجبور شوند بین مشارکت بیشتر و تعهد به اعمال بیشتر نظر مردم یا مشارکت کمتر و در نتیجه، تهدیدات بیشتر داخلی و بینالمللی یکی را انتخاب کنند.
اگر به رای مردم تمکین نشود،تمیکن به قدرت خارجی اجباری خواهد بود.به این معنا نیست که ما از قدرت خارجی میخواهیم برای ما کاری کند و یا آنها را تحت فشار قرار دهد بلکه حرف این است که در جامعه ما افکار عمومی و مردم را در پشت سرخود نداشته باشد،نمیتواند حکومت کند؛ مگر اینکه قدرت بیگانه پشت او باشد. موقعیت، منابع و شرایط ایران به گونهای است که طمع خیلی از کشورها نسبت به آن جدی است. بنابراین حکومت یا با پشتوانه مردم میتواند در مقابل آن طمع بایستد،در غیر این صورت آنان برنامههای خود را اجرا کنند.
پیام برای این مطلب مسدود شده.